خرید بک لینک
ولی یه چیزی که فهمیدم اینه که نه اونی که استخدام میشه لزوما دیگه شاده، نه اونی که کنکور جای خوب قبول میشه لزوما قرار درونی میگیره، نه اونی که ازدواج مطابق معیار میکنه لزوما خوشحال و رمانتیک و راضی ادامه میده. فهمیدم که رضایت، شادی، قرار و آرام گرفتن یه چیزیه که تو همیشه باید براشون کار کنی رو خودت،

برچسب: نویسنده: زهرا مرادی تاريخ: يکشنبه 25 تير 1396 ساعت: 3:41

به بچه ها میگم یه پاراگرف برام بنویسین که از صبح تا شب برنامه تون چیه ، چه کارهایی انجام میدین و آخر پاراگرافتون باید به اینجا ختم بشه که چه ساعتی میرید بخوابید . یکیشون برمیگرده میگه چهار صبح ! گفتم ی واقعا ؟ ازشون پرسیدم همه تون اینجوری هستین گفتن بله ! گفتم خب خواب شب برای سلامتی لازمه . یکیشون

برچسب: نویسنده: زهرا مرادی تاريخ: پنجشنبه 22 تير 1396 ساعت: 2:52

قبول دارین توی جامعه روز به روز هنجارها داره به ناهنجار تبدیل میشه ، ارزش ها داره ضد ارزش میشه ؟ من فکر میکنم این به خاطر اینه که یک عده ای دارن کارهای نادرستشون رو قشنگ جلوه میدن و این قشنگ جلوه دادن باعث گسترش کارشون و در نتیجه ارزش شدن اون ضد ارزش میشه . مثلا الان کتاب خوندن اونقد حداقل شده که

برچسب: نویسنده: زهرا مرادی تاريخ: پنجشنبه 22 تير 1396 ساعت: 2:52

شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:

<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

برچسب: نویسنده: زهرا مرادی تاريخ: شنبه 17 تير 1396 ساعت: 19:14

یه چیز قشنگی دیدم، گفتم بگم اینجا :

I don't miss YOU

I miss who you were

I miss who we were

برای شنبه استرس دارم. استرس قشنگ، خوب، خواستنی. قبل از مصاحبه م نذر کرده بودم اگه جاب رو گرفتم، حامی یه بچه ی نیازمند بشم. این معامله م بود با خدا. معامله باهاش میگن win-winعه.

برچسب: نویسنده: زهرا مرادی تاريخ: شنبه 17 تير 1396 ساعت: 1:59

نمیدونم بخش داستان من رو خوندی یا نه ولی یه بخش زندگی من خیلی مزخرف بوده خیلی زیاد توی اون دوران چیزایی رو تجربه کردم و به نتایجی رسیدم که هنوزم بشون پایبندم راستش من شدیدا از چند تفکر که توی دخترا قالبه متنفرم یکیش همینه که مثلا سر سن یه خواستگار یه جوری ازش حرف میزنن انگار طرف یه بیماری واگیردار د

برچسب: نویسنده: زهرا مرادی تاريخ: شنبه 17 تير 1396 ساعت: 1:59

یکی از تفاوتهای خوابگاه با خونه اینه که، تو خوابگاه اگه ساعت سه نصف شبم هوس املت میکردی میتونستی پا شی بری درست کنی بخوری، کسی که کاریت نداشت هیچ، تازه چند نفرم حتما پیدا میشدن که پایه باشن دورهمی املت بزنین. ولی تو خونه ساعت دوازدهم این نیتو به زبون بیاری فقط، اول از همه مامانه که میگه الان وقت ام

برچسب: نویسنده: زهرا مرادی تاريخ: شنبه 17 تير 1396 ساعت: 1:59

+ما شیرازیا عشقو بو می کشیم، میفهمی؟

_مگه عشق بو داره؟

+بله

_چه بویی؟

+بوی عطر نارنج! همچی که بوش کنی، میچسبه به تنت.

*از دیالوگای سریال دیوار به دیوار

برچسب: نویسنده: زهرا مرادی تاريخ: شنبه 17 تير 1396 ساعت: 1:59

واقعا دلم میخواد بدونم نظر ص.ن.ع.ت ن*فتی ها در مورد قراردادی که با توتال بسته شده چیه؟ واقعا اگه دید مثبتی داشته باشن، استدلالشون چی میتونه باشه؟ امشب از استدلالهای این آقای سپ. اهی که تو گفتگوی ویژه خبری از قرارگاه خاتم و کارهاش میگفت لذذت بردم. من به هیچ وری متمایل نیستم ولی دیدم تاثیر قرارگاه رو

برچسب: نویسنده: زهرا مرادی تاريخ: شنبه 17 تير 1396 ساعت: 1:59

حالا راجع به همه روزی پست میذارین و آی من خیلی حواسم هست راه میندازین ، اینترنشنال کیسینگ دِی فقط بو میداد ؟ به نظر من و شاید بقیه ی لمسی ها که اسموچ نگو ، بگو هوا ، بگو اکسیژن ، بگو ممدّ حیات ! امروز رژ لب قرمز کلاسیک بزنید و با یک اسموچ دلبرانه گرامی اش بدارید . پسرا ، مردا ، جوونا اینا قرتی باز

برچسب: نویسنده: زهرا مرادی تاريخ: شنبه 17 تير 1396 ساعت: 1:59

شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:

<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

برچسب: نویسنده: زهرا مرادی تاريخ: جمعه 9 تير 1396 ساعت: 6:56

حوصله خوندن وبلاگ آدمهای خوشبخت رو ندارم. حوصله ی حرف زدن با آدمهای خوشبخت رو هم ندارم. حوصله ی قرار گذاشتن و معاشرت باهاشونم ندارم. دلم یه بیچاره ی ظاهرساز بغض دار مثل خودمو میخواد. با هم بریم هات داگ بخوریم. بشینیم لب یه بلواری گازای درشت بزنیم به ساندویچامون با بغضامون فرو بدیم پایین. دور لب و لوچه مون سس مالی شه، از قیافه هم خنده مون بگیره، ریسه بریم. ریسه بریم رو غمامون، ریسه بریم رو بغضامون، ریسه بریم رو چشمای آبدارمون...

برچسب: نویسنده: زهرا مرادی تاريخ: جمعه 9 تير 1396 ساعت: 6:56

کاش همه جا اینطوری بود که نمیشناختنت و فقط ازت مصاحبه میگرفتن و براساس حرفات و دانستنی هات میخواستنت یا نمیخواستنت. فوق العاده س لذتش. من درسته دوباره شغل غیر مرتبط با رشته م پیدا کردم ولی مصاحبه ش به دلم نشست. ظهر خسته از صبح سگی ای که هم یه جایی شدیدا ناامیدم کرد هم ماشین تو راه ایستاد و مجبور شد

برچسب: نویسنده: زهرا مرادی تاريخ: جمعه 9 تير 1396 ساعت: 6:56

تا حالا شده از کسی خوشتون بیاد؟ من از یکی خوشم میاد. منتظر بودم عیدو بهم تبریک بگه لااقل. تبریک نگفت که نگفت. حالا نه که عاشق سینه چاک باشم. اصلا نمیدونم ازش خوشم میاد یا فقط تحسینش میکنم؟ دختر بودن چقد سخت میشه گاهی. اصلا بیخیال. جا برای خاطرخواهی کشیدن ندارم دیگه. حوصله امید بستن و انتظار الکیم ندارم. من هیچوقت نتونستم خودمو تو خوشبختیای بزرگ تصور کنم. راضیم، شکر. ولی والله که کنار این پسر گلِ ماهِ خووووب هم نمیتونم خودمو تصور کنم.

برچسب: نویسنده: زهرا مرادی تاريخ: دوشنبه 5 تير 1396 ساعت: 11:11

شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:

<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

برچسب: نویسنده: زهرا مرادی تاريخ: دوشنبه 5 تير 1396 ساعت: 3:20

خب من الان یه تعداد پیام توی گوشیم داره که بهم میگه چه صفحه هایی از قرآن رو به چه نیتی بخونم. و این پیامها قطعا توی سال هر بار که ببینمشون بهم سیگنال مثبت خواهند فرستاد. و من این سیگنال های مثبت سیال در زمان رو مدیون توام بانوچه جان و حرکت قشنگت که آرزو میکنم تجلی مثبتش برای هر روز زندگیت بیاد ان ش

برچسب: نویسنده: زهرا مرادی تاريخ: دوشنبه 5 تير 1396 ساعت: 3:20

هم قوای جسمی و هم قوای روحیم، خورده زمین. یه روزی که بهتر بشم. بیشتر مینویسم و کامنتاتونو جواب میدم و میام براتون کامنت میذارم و پستاتونو میخونم. خدا رو به جلال و جبروتش قسم بدیم که این عید فطر روز حال خوبی همه باشه. چه جسمی چه روحی. که حال خوب بالاترین نعمتیه که به مخیله میتونه خطور کنه. حالتان خووب!

برچسب: نویسنده: زهرا مرادی تاريخ: پنجشنبه 1 تير 1396 ساعت: 20:01

صفحه بندی